آسياي مركزي تا اقصاي مغرب امتداد داشت. هنگامي كه تفوق آنان در هم شكست، مسيحيان جايشان را گرفتند، ولي مسيحيان همهجا: فرانسويان، ايتالياييان، انگليسيان، آلمانيان، و بسياري ديگر. در اين اثنا، برخي از بهترين نتايج پژوهشهاي علمي بهوسيلهٴ يهوديان بهدست آمد.
يهوديان علـٰيرغم فشارهايي كه در قلمرو مسيحيت با آن روبهرو بودند، سهمي بهمراتب بيشتر در پيشرفت عمومي داشتند. البته مسائل علمي هم مانند مسائل هنري و ديني داراي چنان خصيصهاياست كه نميتوان آن را به هيچ مرزي مقيد ساخت، ولو اين كه انسان به همهٴ راههاي ممكن متوسل شود، روح انسان به هيچ مرزي تسليم نميشود؛ بايد كاملاً آزاد باشد؛ و اگر بهنوعي مقيد گردد، لازم است دير يا زود آزادياش به او بازگردانده شود. روح انسان تابع قوانين خويش است، كه در همهٴ افراد برجسته يكسان و تابع قوانين طبيعت است كه در همه جاي جهان يكسان است.
از اينرو كه نه تنها علم به طور اعم، بلكه هر شعبهٴ آن، بر اثر فعاليت ناخودآگاه و غيرمتشكل همهٴ مردم متمدن كرهٴ زمين تدريجاً تكامل يافت. استمرار اين همكاري، علـٰيرغم جنگها و بليات ديگر، بسيار چشمگير است. خودانگيختگي آن از اين هم مهمتر است، چون ثابت ميكند تكاملي كه در اين مجلدات توصيف شده چيزي شبيه پديدههاي جهاني است. هر يك از كساني كه مورد بحث قرار گرفتهاند سعي در ايفاي مقصودي داشتند كه كمابيش آن را بهوضوح ميديدند، حال آن كه ارتباطش با مقاصد ديگر نامشهود بود. سعي كردهام روابط فراوان و پيچيدهٴ آن مقاصد را با يكديگر، و مقصود مهمتري را كه اين افراد ناخودآگاه وسيلهٴ آن بودند نشان دهم: كشف حقيقت، اِفشاي تدريجي اسرار نانمودهٴ طبيعت و خدا.1